تور چین |ویزای چین -قیمت مناسب ، ارزان ،با کیفیت
هر آنچه که برای مسافرت به چین لازم دارید

گفتم خدایا چیکار کنم ؟ بهتره توی خیابون به سمت کنار رودخونه برم اونجاها شلوغتره شاید تاکسی گیر بیاد همین که داشتم میرفتم دیدم عده زیادی از مردم دارن پیاده به همون طرف میرن میدونستم که قراره برای سال نو یه خبرایی باشه اونجا.

وسطای راه دیگه گفتم تا اینجا که اومدم یه ربع هم بیشتر تا ساعت 12 شب نمونده بزار ببینیم چی میشه! روی پل هوایی روبروی pearl tower یا همون برج مخابراتی شانگهای کنار صدها نفر دیگه چشم دوخته بودیم به سمت رودخونه تا آتیش بازی رو ببینیم. وقتی ساعت میخواست 12 بشه همه شروع کردن به شمردن که 3، 2، 1 بعد سیل آتیش بازی بود که در کنار رودخونه شروع شد و انصافاا هم قشنگ بود.

من با دستم داشتم فیلم برداری میکردم با اون دستم هم موبایل چون داشتم با همسر جان که ایران تشریف داشتن و هنوز هم تشریف دارن صحبت میکردم و شرح ماوقع میدادم. حدود 5 دقیقه مداوم آتیشبازی ادامه داشت بعد تموم حالا این جمعیت باید کجا میرفتن؟ یه دفعه گفتم ای وای سیل جمعیت داره از کنار رودخونه به سمت ما میاد انگار که راه پیمایی 22 بهمن بود !

هزاران نفر داشتن برمیگشتن کلی پلیس راهنمایی رانندگی توی خیابونا بود ولی بازهم یه دفعه ترافیک سنگین شد، من یه جا دیدم نوشته ایستگاه تاکسی 100 نفر هم توی صف وایسادن من گفتم حداقل اگر اینجا وایسم بالاخره تاکسی گیرم میاد ولی شاید دیرتر، یکساعت گذشت از تاکسی خبری نشد و من هم مثل خیلی از چینیهای دیگه صف رو ول کردم و راه افتادم توی خیابونها برای پیدا کردن تاکسی، ساعت از 1 گذشته بود ولی تاکسی خالی پیدا نمیشد اگرهم میومد مردم بهش حمله میکردن که سوارش شن! وضعیت عجیبی بود شاید درست مثل وقتهایی که تهران بارون شدید میاد.

خلاصه یه تاکسی وایساد ادرسو نشونش دادم گفت 300 یوان! گفتم تاکسی متر نمیزنی؟ گفت نه فقط 300 گفتم بهش 150

بگیر بریم، دیدم رفت! تازه به عمق فاجعه پی بردم کرایه تاکسی با تاکسیمتر 60 یوان بیشتر نباید میشد یعنی 5 برابر میخواست!

300 یوان میشه 150 هزار تومن برای 13 کیلومتر راه!

گفتم خدایا چیکار کنم صبر کنم ببینم ماشین بازم پیدا میشه، یه ماشین شخصی وایساد گفت 400 یوان! دیدم اوضاع داره بدتر میشه.

راه افتادم توی خیابون چند جای دیگه وایسادم اصلا ماشین خالی پیدا نمیشد داشتم به همون 300 یوان راضی میشم ولی همونم گیر نمیومد. ساعت 2 بعد از نصف شب بود، مردم هم سرگردون توی خیابونا بودن.

گفتم اصلا پیاده میرم ولی مشکل اینجا بود که من باید میرفتم اون طرف رودخونه، ولی راه رو بلد نبودم. با نقشه موبایل و پرسون پرسون دنبال تونل میگشتم که میره اون ور آب، ولی تونل پیاده رو نداشت! طول تونل هم فکر میکنم حداقل 2 کیلومتر باشه، باید با ماشین میرفتم.

یه تاکسی وایساد بعد از کلی نظر و دعا و این حرفا البته تا به من برسه چندبار وسط راه وایساد این چینیها باهاش چونه زدن ولی به توافق نرسیدن تا نوبت به ما رسید. خودمو آماده کرده بودم که یه عدد نجومی بگه، آدرسه هتل رو نشونش دادم گفت 300 ته دلم خوشحال شدم که بیشتر نگفت برای اینکه نشون بدم حالا اینقدرام محتاج تاکسی نیستم گفتم 200 دیدم میگه نه همون 300، دستگیره رو گرفته بودم یه وقت نزاره بره، نشستم تو ماشین گفتم باشه بریم، راه افتاد یه قدم رفت زد کنار گفت اول پولو بده بعد میرم!

میترسید وقتی خرم از پل گذشت دیگه بهش اینقدر ندم، 200 یوان بهش دادم گفتم بقیش وقتی رسیدیم گفت نه نمیرم! دیدم خیلی کله خره ساعت هم دو نیم شب بود. 100 یوان و بهش دادم راه افتاد ولی یکم ترسیده بودم نکنه یه بلایی سره ما بیاره، ذکر و دعا رو شروع کردم. توی راه که میرفتیم مردم گوشه خیابون وایساده بودن دلم براشون میسوخت خودم هم تا چند لحظه قبل جزوشون بودم.

وسط راه یکی از لجش با مشت زد به شیشه تاکسی. همه تا تاکسی رو میدیدن بال بال میزدن انگار رییس جمهور داره میاد! البته دلیلش این بود که این تاکسی های نامرد چون تاکسیمتر رو روشن نمیکردن چراغ سبز بالای تاکسی به علامت اینکه تاکسی خالیه خاموش نمیشد برای همین تا قبل از رسید تاکسی و اینکه مسافر توش رو ببینن نمیدونستن که مسافر داره، منم همین اشتباه رو اول میکردم و بال بال میزدم!

تا خود هتل مردم کنار خیابون بودن داشتن پیاده میرفتن توی راه دیدم پیاده رفتن عجب فکر احمقانه ای بود حتما گم میشدم و خیلی هم راه بود! بلاخره حدود ساعت 3 رسیدم  هتل خدا رو شکر.

این شب سال نو برام خیلی زیادی خاطره شد.


درباره وبلاگ


تمام اطلاعات لازم جهت تور چین |تور پکن| تور گوانجو |تور شانگهای| تور هانگزو |ویزا| بلیط |هتل |قیمت |خرید را در این سایت تخصصی تور نمایشگاهی چین بیابید
آخرین مطالب

نويسندگان